الملا فتح الله الكاشاني

276

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از ابن عباس مرويست كه اذن حضرت بر ايشان جهة آن بود كه علم بنفاق ايشان نداشت و بواسطهء آن قول ايشان را در باب اعتذار حمل بر صدق فرمود و گويند حضرت بر سبيل توعد تخيير ايشان فرموده بود ميان ظعن و اقامت و ايشان را اذن نداده بود پس ايشان آن را غنيمت دانسته اقامت را بر ظعن اختيار كردند و از جملهء مستاذنان اهل نفاق جندب بن قيس و معتب بن قشير بودند كه از انصارند و بعد از آن بيان حال مؤمنان و منافقان مىكند در استيذان بقوله * ( لا يَسْتَأْذِنُكَ ) * دستورى نمىطلبند از تو * ( الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ ) * آنان كه بتحقيق و يقين ايمان دارند * ( بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * به خدا و روز قيامت * ( أَنْ يُجاهِدُوا ) * كه جهاد كنند * ( بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ) * بمالها و نفسهاى خود يعنى عادت مؤمنان چنان نيست كه طلب اذن كنند از تو در جهاد كردن با كفار بلكه چون بينند كه تو در تهيه اسباب جهادى به آن مبادرت ميكنند و آن را موقوف باذن نميگردانند چه جاى آنكه اذن طلبند از تو در تخلف از آن و يا آنكه در ان يجاهدوا مضاف مقدر است اى كراهة ان يجاهدوا و معنى آنكه مؤمنان طلب اذن نمى كنند از تو به جهت كراهت جهاد كردن يا لا مقدر است يعنى دستورى نميطلبند كه جهاد نكنند * ( وَاللَّه عَلِيمٌ ) * و خدا دانا است * ( بِالْمُتَّقِينَ ) * بپرهيزكاران از تخلف اين شهادت حق تعالى است براى ايشان بتقوى و وعده دادن ايشان به ثواب عظمى ابن عباس فرموده منطوق آيه مشعر است بتغيير منافقان و مدح مؤمنان * ( إِنَّما يَسْتَأْذِنُكَ ) * جز اين نيست كه دستورى ميجويند از تو در تخلف * ( الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ) * آنان كه ايمان ندارند * ( بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * به خدا و روز قيامت تخصيص ايمان به خدا و روز آخرت در هر دو موضع اشعار است به آنكه باعث بر جهاد ايمانست به اين هر دو و تقاعد از جهاد عدم ايمان به آن * ( وَارْتابَتْ ) * و در شك افتاده است * ( قُلُوبُهُمْ ) * دلهاى ايشان يعنى در حقيقت اسلام مترددند * ( فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ ) * پس ايشان در شك خود * ( يَتَرَدَّدُونَ ) * سرگردان ميگردند چه اگر مؤمنان مخلص ميبودند و اعتقاد صحيح ميداشتند بنشأه آخرت بدون شائبه و ريب بنصرت خدا واثق ميبودند و به ثواب اخروى مستظهر و بوسيلهء آن بجهاد مبادرت ميكردند و طلب اذن نميكردند بعد از آن از احوال منافقان خبر ميدهد بقوله * ( وَلَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ ) * و اگر خواستندى اين منافقان بيرون آمدن بغزا * ( لأَعَدُّوا ) * هر آينه آماده ميكردند و مهيا ميساختند * ( لَه ) * براى خروج * ( عُدَّةً ) * ساز و برك كه در سفر به كار آيد يعنى استطاعت خروج داشتند * ( وَلكِنْ كَرِه اللَّه ) * و ليكن كراهت داشت خدا و نپسنديد * ( انْبِعاثَهُمْ ) *